بیست و چهار ساعت پس از تساوی
![]()
از ثانیه ای پس از داربی تا امروز عصر بر امیر قلعه نویی و استقلال چه گذشت ؟
وينگادا ميخواهد با امير صحبت كند و سرمربي آبيها را تواني نيست. چهرهاش غمبار است و نگاهش حسرتبرانگيز. سرمربي بدون شكست در داربيها اين بار هم نباخت اما مانند مسابقه رفت در آخرين دقايق يك پيروزي بزرگ را از دست داد. حالش كه بهتر شد، ميگفت: «دلم ميخواست همان جا روي نيمكت بنشينم و ساعتها كسي به سراغم نيايد» اما مگر ممكن بود.
خبرنگاران محاصرهاش كردند و با چهرهاي برافروخته از آنها خواست كه به او فرصت استراحت بدهند. در مسير راهروي رختكن ابتدا بايد از مقابل رختكن قرمزها ميگذشت. صداي شادي به گوش ميرسيد. به رختكن كه رسيد سكوت بود و سكوت.
در رختكن هر چه گفت، محرمانه است و خصوصي اما شبيه نقل قولهايي نبود كه در برخي رسانهها عنوان شد. او از سياوش گلايه كرد و عليزاده.
از طرف شبكه 3 و برنامه پخش زنده به رختكن آمدند و از امير خواستند كه براي مصاحبه با فردوسيپور دوباره به آن بالا برود. سخت بود اما قبول كرد. كسي در گوشي به او چيزي گفت و پذيرفت كه برود. بعد از مصاحبه با عادل به اتاق كنفرانس رفت و اين بار بر خلاف دور رفت خبرنگاران چندان پرسشي نداشتند. از اتاق كنفرانس كه بيرون آمد تقريباً همه رفته بودند. راهروها خلوت بود و سكوها خالي. او به همراه دوستانش به هتل المپيك بازگشت.
واعظآشتياني كه پس از مسابقه به رختكن نرفت در هتل منتظر مانده بود تا تيم از راه برسد. او تلاش ميكرد، خودش را ناراحت نشان ندهد. با تكتك بازيكنان دست داد و سپس امير را در آغوش كشيد. آنها به گوشهاي از لابي هتل رفتند و مشغول صحبت شدند. امير كمتر صحبت ميكرد. بچههاي تيم و به خصوص تيم اصلي به دليل ترافيك و شلوغي خيابانها در هتل ماندني شدند.
فابيو، جباري، پژمان، كوشكي، اميرآبادي و طيري دور يك ميز نشستند و مابقي هم در لابي هتل پخش شدند. واعظي چند دقيقهاي با امير و بازيكنان به صورت مجزا و خصوصي صحبت كرد و سپس رفت. بازيكنان زير چشمي به ميز سرمربي نگاه ميكردند و امير صحنههاي 95 دقيقه را در ذهنش مرور ميكرد. اخبار ورزشي ساعت 30/17 شبكه خبر كه آغاز شد همه لابي هتل جلوي يك تلويزيون 32 اينچ جمع شدند. صحنههاي مسابقه كه پخش شد التهاب بيشتري چهره امير را فراگرفت. به خصوص زماني كه صحنه تك به تك سياوش و خطاي هند عليزاده را دوباره تماشا كرد. پس از اخبار دوستان دورهاش كردند. آنها با همه منطق و احساس خود سعي ميكردند، چيزي بگويند تا امير را آرام كنند. او هميشه پس از مسابقه به لابي هتل المپيك كه ميرود سفارش آناناس ميدهد. دوستان پيشدستي كردند و ظرف آناناس را مقابل «اميرخان» گذاشتند اما وقتي كه تصميم گرفت به خانه برود آناناسها دست نخورده بود.
در راه خانه «تلفني» با يك نفر صحبت ميكرد. ميگفت كه «تحمل ديدن اشكهاي هوتن را ندارم» پسر 10 سالهاش را ميگفت كه يكي دو روز قبل در تمرينات پيشبيني كرده بود كه «پدرم با دو گل پيروز ميشود» به خانه كه رسيد، اهالي خانه تلاش ميكردند تا خود را آرام نشان دهند. ناگهان يكي از اعضاي خانواده به نكتهاي اشاره كرد كه مانند يك قرص آرامبخش براي امير بود: «چند لحظهاي قبل از گل پرسپوليس، تلويزيون چند تا طرفدار ويلچرنشين پرسپوليس را نشان داد كه به شدت نگران مسابقه بودند. شايد دعاي آنها مستجاب شده است. اميرجان، آنها هم خدايي دارند.» عين همين نقل قول را امروز بعدازظهر در جلسه قبل از تمرين براي بازيكنانش تعريف كرد. درباره خوابش هم به بچههاي تيم گفت:«ديشب تا صبح نخوابيدم!»
آرامترين جا براي آغاز يك هفته سخت پس از لعنتيترين تساوي دنيا كجا ميتوانست باشد؟ امير صبح شنبه (امروز) باشگاه انقلاب را براي خلوت خود انتخاب كرد. صبح كه از خواب بلند شد تلفن خود را ساكت كرد و به سونا رفت. پس از سونا كمي حالش بهتر شد. بعدازظهر كمي از ساعت 15 گذشته بود كه به تمرين آمد. واعظيآشتياني، علي انصاري، علي نظري و قلعهنويي به رختكن مجموعه دستگردي رفتند.
در رختكن ابتدا آشتياني صحبت كرد و سعي داشت روحيهبخش صحبت كند.
آرامآرام چهره بازيكنان گشوده شد. زماني كه آنها متوجه شدند جريمهاي در كار نيست و در عوض مديرعامل و علي انصاري از پاداش هم صحبت ميكنند، خنده به سراغشان آمد. مخصوصاً زماني كه علي انصاري گفت: «بنابر صلاحديد آقاي مهندس آشتياني و تلاش و صدرنشيني شما مبلغ 100 ميليون تومان به عنوان پاداش بین شما دوستان تقسيم خواهد شد.» ناگهان همه دست زدند و فضاي رختكن تغيير كرد. آشتياني و انصاري كه رفتند امير با صحبتهايش اين گونه پرونده داربي 66 را بست: «من از شما ممنونم و افتخار ميكنم كه تيمي شديد كه پرسپوليس براي گرفتن تساوي در مقابل شما شادي ميكند. گلايه من از شما اين است كه صدرنشين ليگ برتر بايد با دقت بيشتري بازي ميكرد. به قهرماني در ليگ برتر فكر كنيد و بدانيد سختترين مسابقه شما بازي با مقاومت سپاسي است. ديگر به داربي فكر نكنيد.» امير چيزهاي ديگري هم گفت كه به شدت روحيهبخش بود. قبل از این صحبتها چند دقيقه قلعهنويي، نظري، آشتياني و انصاري هم در يك اتاق جداگانه به صحبت پرداختند. نزديك به ساعت 16 بود كه تمرينات استقلال آغاز شد در حالي كه آن بيرون پشت نردههاي دستگردي صداي هواداران ناراضي از تساوي به گوش ميرسيد.